این وبلاگ!
این وبلاگ پر خاطرهی عزیز...
از روزی که واردش شدم حالا سالها میگذره
هنوز نووجون بودم اون موقعها و الان که حوالی سی سالگی قدم میزنم باز بهش برگشتم
برگشتم و میخوام بگم از اینجایی که الان ایستادم
با دیدگاه و جهان بینی آدمی که الان هستم
دیگه تعریف زندگی در نظرم این نیست که یک سری برنامه میچینم، طبقش جلو میرم و در طول اون مسیری که ترسیم شده به اهداف و رویاهام میرسم.
امروز بنظرم زندگی در واقع پذیرش مغایرتهاست. پذیرش مغایرت بین اونطوری که تصور میکردم اوضاع پیش بره و اونطوری که واقعا پیش رفته.
حالا بنظرم زندگی یادگرفتنِ منطبق شدن با پیش آمدهای غیره منتظرهست و مهارت خسته شدن اما متوقف نشدن.
توی این سالهای اخر دهه بیست سالگی از نظرم زندگی فهم همهی این هاست و بزرگ شدن، قد کشیدن...
بعد مرور نوشتههای اینجا حس میکنم چقدر عجیبه این همه تغییر کردن آدمیزاد در گذر زمان. پیر شدیم نه؟ :)
|جمعه هفدهم دی ۱۴۰۰| 10:51|غزلِی هستم بی قافیه بی ردیف|
برچسب:
نویسنده: کیارش مرادیان