
این وبلاگ!این وبلاگ پر خاطرهی عزیز...از روزی که واردش شدم حالا سالها میگذرههنوز نووجون بودم اون موقعها و الان که حوالی سی سالگی قدم میزنم باز بهش برگشتمبرگشتم و میخوام بگم از اینجایی که الان ایستادمبا دیدگاه و جهان بینی آدمی که الان هستمدیگه تعریف زندگی در نظرم این نیست که یک سری برنامه میچینم، طبقش جلو میرم و در طول اون مسیری که ترسیم شده به اهداف و رویاهام میرسم.امروز بنظرم زندگی در واقع پذیرش مغایرتهاست. پذیرش مغایرت بین اونطوری که تصور میکردم اوضاع پیش بره و اونطوری که واقعا پیش رفته. حالا بنظرم زندگی یادگرفتنِ منطبق شدن با پیش آمدهای غیره منتظرهست و مهارت خسته شدن اما متوقف نشدن. توی این سالهای اخر دهه بیست سالگی از نظرم زندگی فهم همهی این هاست و بزرگ شدن، قد کشیدن...بعد ...
ادامه مطلب
یه سری آدمام هستنکه خوراکی مورد علاقشون شکلات 80% ...نوشیدنی مورد علاقشون قهوه تلخه ...وقتی میخوان چایی دم کنن هیچ وقت سمت ظرف بهار نارنج نمیرن ...آی رهگذر ...این جور آدما،همون آدمایی هستن که دارن از خاطراتشون فرار میکنن ...آدمایی که فقط بلدن با یه نفر شکلات تخته بخورن ...با یه نفر برن بیرون قهوه سفارش بدن و توش کلی شیر و شکر بریزن و اصلا هم به نگاه های آدم های اطرافشون توجه نکنن که دارن با تعجب بهشون نگاه میکنن و با خودشون میگن بابا کسی که نوشیدنی تلخ دوست نداره که قهوه سفارش نمیده ...همون آدمایی که فقط بلدن برای یه نفر چایی رو با کلی گلبرگ بهار نارنج دم کننو ب...
ادامه مطلب
بعد سه سال حالا باز من خودِ خودِ من اینجام تو مدیریت این وبلاگ نمیدونم اونی که سه سال پیش وبلاگو هک کرد کی بود ولی هرکی بود گذشتم ازش حالا حالم خوبه با این که اینجام حالام خوبه :)...
ادامه مطلب